8- نقش مهم نگرش‌ها و باورها در ایجاد هیجانات و مصرف زیان‌آور مواد (بخش دوم) | درمان هوشمندانه
15421
rtl,post-template-default,single,single-post,postid-15421,single-format-standard,qode-quick-links-1.0,ajax_fade,page_not_loaded,,side_area_uncovered_from_content,qode-theme-ver-11.2,qode-theme-bridge | toptheme,wpb-js-composer js-comp-ver-5.1.1,vc_responsive

8- نقش مهم نگرش‌ها و باورها در ایجاد هیجانات و مصرف زیان‌آور مواد (بخش دوم)

8- نقش مهم نگرش‌ها و باورها در ایجاد هیجانات و مصرف زیان‌آور مواد (بخش دوم)

منظور ما این است که باورهای شما راجع به اتفاقات ناگوار و ناخوشایند، واکنش‌های هیجانی شما را کنترل می‌کنند. این باورها معلول رویدادها نیستند. پی بردن به این نکته و قبول آن خیلی مهم است چون در کم کردن احساسات ناخوشایند شدیدی که شما را به مصرف آرام‌بخش یا دارو برای ایجاد مجدد راحتی ترغیب می‌کنند، کمک خواهد کرد.

برای آن که بیش‌تر متقاعد شوید، مثال زیر را در نظر بگیرید. فرض کنید صد نفر بیکار شده‌اند. همچنین فرض کنید هوش این صد نفر برابر است و همگی نان‌آور خانواده‌اند. باز هم فرض کنید تجربه و تحصیلات این صد نفر برابر است؛ بنابراین سختی کار پیدا کردن برای هر صد نفر آن‌ها برابر است. بالاخره فرض کنید همگی آن‌ها، کار و سرپرست و همکارانشان را به یک اندازه دوست دارند. حالا از شما می‌پرسیم: آیا این صد نفر به یک اندازه و مثل هم ناراحت می‌شوند یا شدت و نوع احساس‌شان فرق دارد؟ اگر خوب فکر کنید، خواهید گفت واکنش هیجانی این صد نفر مثل هم نخواهد بود. برخی بعد از بیکار شدن، به فکر خودکشی می‌افتند. در حالی که برخی غمگین، آزرده و رنجور می‌شوند. دلیل تفاوت واکنش هیجانی آن‌ها، باورشان راجع به معنای بیکاری و دردسرهای کار پیدا کردن است. کسانی که فکر می‌کنند نمی‌توانند ناملایمات را تحمل کنند و کار پیدا کنند، بیش‌تر ناراحت می‌شوند تا گروهی که آن‌ها هم ناراحت می‌شوند ولی معتقدند می‌توانند این ناراحتی را تحمل کنند و ارزش تحمل کردن را دارد.

اگر طرز فکرتان راجع به واکنش‌های هیجانیتان در برابر مشکلات زندگی را عوض کنید، یک گام به غلبه بر اعتیادتان نزدیک می‌شوید. بدانید که مشکلات، موانع و بی‌عدالتی‌ها، فرصتی برای ناراحتی فراهم می‌آورند ولی این خودتان هستید که خودتان را ناراحت می‌کنید. به جای آن که خودتان را قربانی واکنش‌های هیجانی شدید خود در برابر اتفاقات ناگوار بدانید، خودتان را مسئول هیجانات مضر و مخربتان بدانید.

برای آن که به نقش باورها در ناراحتی هیجانی بیش‌تر پی ببرید، از ورزش ماهیگیری مثال می‌زنیم. رویدادهای فعال‌کننده – مثل مشکلات و موانع – نقشی طعمه را بازی می‌کنند. بعضی از ماهی‌ها در دام قلاب، نخ و وزنه می‌افتند! به همین سیاق، با آموختن روش‌ها و فلسفه‌ی رفتاردرمانی عقلانی هیجانی می‌توانید از به دام افتادن پرهیز کنید و وقتی مردم با شما بدرفتاری می‌کنند یا به مشکلات و موانع زندگی برمی‌خورید، به شکل مخربی ناراحت نشوید. این درمان همچنین کمک می‌کند وقتی ناراحت می‌شوید یا به قلاب می‌افتید، صدمه‌ی کمتری به خودتان بزنید. این درمان کمک می‌کند بدون پناه بردن به اثرات آرام‌بخش مواد اعتیادآور، خودتان را آرام کرده و رفتارتان را کنترل کنید. این روش خودیار، تعادل از دست‌رفته‌ی پس از ناراحتی را بر می‌گرداند! این برگشت تعادل، اقتدار شما را بیش‌تر می‌کند و راه را برای غلبه بر اعتیاد و رهایی از هزینه‌های اعتیاد هموار می‌کند.

بسیاری از مردم قبول ندارند که خودشان مسئول ایجاد احساسات مخرب هستند. دلیلش هم این است که آدم‌ها، کار جدی را دوست ندارند و خودگردانی هیجانی برای آن‌ها سخت است. اگر قبول کنید خودتان هیجانات آزارنده‌ای را که به انجام رفتار اعتیادآور من منجر می‌شوند، ایجاد می‌کنید، آنگاه خودتان مسئول اعمال و اعتیادتان خواهید بود. آدم‌ها معمولاً دوست دارند عوامل بیرونی را مقصر بدانند و مسئولیت احساسات و رفتارشان را بر عهده نگیرند. متأسفانه بسیاری از آدم‌ها چون نمی‌خواهند طرز فکرشان را عوض کنند، معتاد می‌مانند. در عوض، پدر و مادر و محیط، بیکاری و نداشتن فرصت کافی یا رفتارهای مخرب را که ناشی از بیماری غیرقابل مهار آن‌ها است، مقصر می‌دانند.

تأکید ما بر این است که تا حد زیادی طرز فکر شما، احساس و رفتارتان را تعیین می‌کند. فهمیدن این حرف، سخت نیست ولی عمل کردن به آن، سخت است. به جای آن که بگویید «یادگرفتن این طرز فکر که برای کم کردن احساسات ناخوشایندم مجبور نیستیم مشروب بخورم (یا قرص و سیگار مصرف کنم) خیلی سخت است» و با آن خودتان را افسرده کنید، طرز فکرتان را عوض کنید. اگرچه عوض کردن طرز فکر دشوار است ولی دلیلی ندارد فکر کنید توان آن را ندارید. هرچه در این راه بیش‌تر پیش بروید و بیش‌تر تمرین کنید، تغییر دادن باورتان آسان‌تر می‌شود. مثل سایر چیزهای زندگی، هرچه بیش‌تر تمرین کنید، عملکردتان بهتر خواهد شد. کسانی که حشیش می‌کشند، زمانی مجبور شده‌اند سیگاری پیچیدن را یاد بگیرند. اما سخت بودن سیگاری پیچیدن باعث نمی‌شود تمرین کردن این کار را کنار بگذارند. عوض کردن طرز فکر نیز تابع همین قاعده است؛ وقتی کارها طبق میل شما پیش نمی‌روند و مشکل پیش می‌آید، مجبور نیستید برای مثال با پرخوری، خودتان را آرام کنید. اگرچه کار سختی است ولی اگر یادتان بماند که وقتی وابستگی به مواد اعتیادآور را قطع کنید (فصل اول)، زندگی شما به تدریج بهتر خواهد شد، تمرین تغییر طرز فکر را ادامه خواهید داد و از قید اعتیاد رها خواهید شد! در فصل بعد کمک می‌کنیم فرقی باور معقول و نامعقول را بفهمید

بدون دیدگاه

ارسال یک دیدگاه